سورپرایز باباجون
سلام عزیز دلم
یه چند روزی بود که من به بابای میگفتم که عید فطر بریم مشهد ولی بابایی میگفت که نمی تونم مرخصی بگیرم ولی بابا جون ما رو یه سورپرایز خوب کرد،شب عید فطر اومد گفت امیرعلی رو میبرم پیش مادر میام خونه کار دارم وقتی اومد خونه گفت آماده شو میریم مشهد منم خیلی خوشحال شدم.
با ماشین حاج بابا رفتیم،ساعت ١٢ شب راه افتادیمو ساعت ١١ صبح رسیدیم خونه دایی مهدی.
زیارت رفتیم،سرزمین عجایب رفتیم که تو خیلی زوق زده شده بودی همه بازی هارو میخواستی انجام بدی،خلاصه بهمون خیلی خوش گذشت.







مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سورپرایز باباجون
